تبليغاتX
ستاره ی سهیل
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد .... طلب عشق ز هر بی سرو پای نکنیم
 شب رفتن تو

شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نميره ...

واسه هر کسي که ميگم قصه شو آتيش مي گيره ...

دل من يه دريا خون بود چشم تو يه دنيا ترديد ...

آخرين لحظه نگاهت غصه داشت باز ولي خنديد ...

شب رفتنت يه ماهي توي خشکي رفت جون داد ...

زلزله خيلي دلا رو اون شب از غصه تکون داد ...

غما اون شب شيشه هاي خونه رو زدن شکستن ...

پا به پام عکساي نازت اومدن تا صبح نشستن ...

تو چرا از اينجا رفتي ؟؟؟ تو که مثل قصه هايي ...

گلم از چه چيزي باشه ؟؟؟ نه بدي نه بي وفايي ...

شب رفتنت نوشتي شدي قربوني تقدير ...

نقره اشکاي من شد دور گردنت يه زنجير ...

شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکي بودن ...

قحطي سفيديا بود همه انگار مشکي بودن ...

شب رفتنت که رفتي گفتي ديگه چاره اي نيست ...

ديدم اون بالاها انگار عکس هيچ ستاره اي نيست ...

شب رفتن تو ياسا دلمو دلداري دادن ...

اونا عاشقن و ليکن تنها نيستن که زيادن ...

بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمي داشت ...

من تا مي خواستم ببارم هر کسي مي ديد نمي ذاشت ...

شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت ...

اون که واسم همه چي بود ...

آره ... تنها يادگارت ...

سرنوشت ما يه ميدون زندگي اما يه بازي ...

پيش اسم ما نوشتن حقته بايد ببازي ...

شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالايي ...

يکي مي گفته که غريبي يکي مي گفت بي وفايي ...

شب رفتن تو ابرا واسه گريه کم آوردن ...

آشناها براي زخم واشدم مرهم آوردن ...

شب رفتن تو تسبيح از دست گلدونا افتاد ...

قلب آرزوهام انگار واسه هميشه وايستاد ...

شب رفتن تو غربت جاي اون جا اين جا پيچيد ...

دل تو بدون منظور رفت خوشبختيمو دزديد ...

شب رفتن تو ديدم يکي از قناري ها مرد ...

فرداش اما دست قسمت اون يکي رم با خودش برد ...

شب رفتن تو چشمات راس راسي چه برقي داشتن ...

اين همه آدم چرا من ؟؟؟ پس با من چه فرقي داشتن ؟؟؟

شب رفتنت پاشيدم همه اشکامو تو کوچه ...

قولتو آروم گذاشتم پيش قرآن لب طاقچه ...

شب رفتنت دلم رفت پيش چشمايي که خيسن ...

پيش شاعرا که دائم از مسافر مي نويسن ...

شب رفتن تو ديدم تا که غم نياد سراغت ...

هيچ زمون روشن نميشه واسه کسي چراغت ...

شب رفتن تو ديدم خيلي غماي شاعر ...

روي شيشمون نوشتم مي شينم به پات مسافر ...

برو تا همه بدونن سفرم اين قدا بد نيست ...

واسه گفتن از تو اما هيچ کي شاعري بلد نيست ...

|+| نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386  |
 زمان!!!!

زمان!!!!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست

بوسيدن قول ماندن نيست

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

|+| نوشته شده توسط نرگس در جمعه سی و یکم فروردین 1386  |
 براي عشق...؟

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذارپروانه ببينه
.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
.

براي عشق زندگي كن............ ولي عاشقونه

|+| نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه سی ام فروردین 1386  |
 

اي صميمي اي دوست

گاه و بيگاه لب پنجره خاطره ام مي آيي

اي قديمي اي خوب

تو مرا ياد كني يا نكني

من به يادت هستم

آرزويم همه سرسبزي توست

دايم از خنده لبانت لبريز

دامنت پر گل باد

|+| نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  |
 
باز باران بی ترانه             

                    گریه هایم عاشقانه

                                             می خورد بر سقف قلبم

                                                                            یاد ایام تو داشتن  

 میزند سیلی به صورت 

                             باورت شاید نباشد  

                                                   مرده است قلبم ز دستت  

                                                                                   فکر آنکه با تو بودم  

   باتو بودم شاد بودم  

                           توی دشت آن نگاهت    

                                                     گم شده در خاطراتت

|+| نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386  |
 توی 7تا آسمون تو تک ستاره ی منی....
888888888111111118888881111111188888888888888888888888888888888888888888888888888888
888888881111111111888811111111118888888888888888888888888888888888888888888888888888
888888811111111111188111111111111888888888888888888888888888888888888888888888888888
888888811111111111111111۱۱1111111888888888888888888888888888888888888888888888888888
888888811111111111111111۱۱1111111888888888888888888888888888888888888888888888888888
888888881111111111111111۱۱1111118888888888888888888888888888888888888888888818888888
888888888111111111111111111111188888888888888888888888888888888888888818881118888888
888888888811111111111111111111888888888888888888888888888888888888881118881118888888
888888888881111111111111111118888888888888888888888888888888111188881118881118888888
888888888888811111111111111888888888888888888811118881111881111118881118881118888888
888888888888888111111111188888888888888888118881118881118811188111881118881118888888
888888888888888881111118888888888888811111118881118111888111188111181118881118888888
888888888888888888888888811188888111811188888888111118888111188111181118881118888888
888888888888888881111888811188888111811188118888811118888111188111181118881118888888
888888888818888811111188881118881118811111118888811188888811188111888111111188888888
881888881118888111881118881118881118811111118888811188888881111118888811111888888888
111888881118881111881111888111811188811188888888811188888888111188888888888888888888
111888881118881111881111888111811188811188118888811188888888888888888888888888888888
111888881118881111881111888111811188811111118888888888888888888888888888888888888888
111888881118888111881118888811111888888888888888888888888888888888888888888888888888
111888881118818811111188888881118888888888888888888888888888888888888888888888888888
111888881111118881111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888
111888881111118888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888
111888881188888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888
111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888

|+| نوشته شده توسط نرگس در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386  |
 عید همه مبارک

|+| نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385  |
 روزت مبارک
ولن تاین مبارک
|+| نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385  |
 اشك‌ عاشق‌

اشك‌ عاشق‌

 

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست
.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت
.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت
.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما
...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟

خدا گفت: هست
.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را
.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است
.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است
.

|+| نوشته شده توسط نرگس در شنبه بیست و یکم بهمن 1385  |
 کريسمس

اگه نصفه شب ديدي يه آدم قد کوتاه وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و بردت اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانوئل آرزو کرده باشه.

(من زیر قولم نزدم آپ نکردم فقط خواستم کریسمس رو تبریک بگم)

 

|+| نوشته شده توسط نرگس در جمعه هشتم دی 1385  |
 مضرات امتحانات

مضرات امتحانات:

افزايش بار علمي به طور نا خواسته !

 كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !

رواج فرهنگ غلط پاچه خاری  براي استادان !

افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!)

چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي و سردرد حاصل از تمركز!!!

 

سلام دوستای خوبم امتحانات ترم من داره شروع میشه پس فعلا دیگه از آپیدن خبری نیست.

                                             التماس دعا

 

                         

 

 

|+| نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385  |
 
|+| نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 عاشقي

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 

|+| نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 عشق چیست؟
 عشق هرگز نمی میرد . منصور حلاج را به دار آویختند او را سوزاندند و خاکسترش را بر باد دادند ولی نتوانستند عشقش را نابود کنند عاشق نیز در دستان باد سرمست وپای کوبان ندای عشق سر خواهد داد و آوای دل ملتهب او را به گوش اهل آسمان ها و زمین خواهد رساند. عشق تنها عنصر نامیرای خلقت است.

|+| نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 دادگاه عشق

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

 

 

|+| نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه هشتم آذر 1385  |
 
سلام

بچه ها تصمیم دارم از این به بعد حرف دلمو با عکس ها بتون بگم شما هم با نظرات قشنگتون شادم کنید

|+| نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه پنجم آذر 1385  |
 عشق یا دوست داشتن؟
اول ذخیرش کن بعد نظر بدهعشق یا دوست داشتن؟
|+| نوشته شده توسط نرگس در جمعه سوم آذر 1385  |
 
بدون شرح
|+| نوشته شده توسط نرگس در جمعه سوم آذر 1385  |
 اشك‌ عاشق‌

 

 

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.
قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است

|+| نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه یکم آذر 1385  |
 آخه چقدر کار کنم؟؟؟
الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سرکوب هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که تازه داري وبلاگ مي‌خوني
|+| نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385  |
 
 
بالا
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">